کتاب چمدان معطل خواندم دروغ از چشم های راستگویت مهدی فرجی

کتاب چمدان معطل

کتاب چمدان معطل

خواندم دروغ از چشم های راستگویت مهدی فرجی از کتاب چمدان معطل

 

خواندم دروغ از چشم های راستگویت

وقتی که برگشتی نیاوردم به رویت

یک روز و یک شب دست کم در خانه ام ماند

آه از تو حتی با وفا تر بود بویت

در خاطراتت سخت غرقم کردذه هر شب

یک یادگار ساده قدر تار مویت

غم شهریاری ساخت از مرد دهاتی

کاری که حالا کرده با من آرزویت

در آن دل دیوانه آن دیوانگی مرد

حتی اکر یک روز برگردد به سویت

عیب است عاشق باشی و اشکی نریزی

ای چهره ی غمگین من کو آبرویت؟؟؟

مهدی فرجی

خواندم دروغ از چشم های راستگویت مهدی فرجی

از کتاب چمدان معطل

انتشارات فصل پنجم

سایر اشعار کتاب چمدان معطل رو از لینک زیر بخونید.
کتاب چمدان معطل