کلمات گمشده

کلمات گمشده

کلمات گمشده 
در آغوش تو پیدا شده
از صاحبش جدا شده 
در خلوتت مرحمی شده
کلامی جدا شده بامعنی 
کامل خود غریب شده
اندامهایی فروخته شده
به قیمت چند کلام حراج شده
سیری سفری خطی رفته شده
برای بهتر شدن کمتر شده
صحبتی از گل به گل کشیده شده
هنجار زن بودن به تمسخر مردان گرفته شده
نشانی مسیری به موفقیت داده شده
راه رسیدن آن به گلبرگها آسیب دیده شده
هنگام شکوفه باران گلبرگها
مسیری راهی نو از سمت خدا پیدا شده
فرهاد گنجیه