«بازیچه»

«بازیچه»

«بازیچه»
مات حرفات موندم
هنوزم باورم نمیشه
که تو دوسم نداری
بودم یه بازیچه

قلب من ازآینه بود
قلب توشعله ی مرگ
که منوسوزوندورفت
بین این همه تگرگ

حالموداغون کردی
یه گوشه توفکرفرورفتم
یه روزی تاوان میدی
اون روزوتوروت میخندم

سارامجموع جهرمی