به هر نشانه ای از تو دلش بهانه بگیرد

به هر نشانه ای از تو دلش بهانه بگیرد
حتماً بخوانید
ابوالفضل یحیایی باران

به هر نشانه ای از تو دلش بهانه بگیرد
غمی به وسعت دنیا در او زبانه بگیرد

نخی ز پیرهنت یا کتاب منزوی ات را
شبیه جان خودش سخت در میانه بگیرد

مدام خیره شود در نگاه عکس قدیمی ت
مدام زل بزند دست زیر چانه بگیرد

شبانه بغض خودش را فرو که برد به تلخی
دلش از اینهمه بی مهری زمانه بگیرد

به یاد کافه و شعر و تن صدات بیفتد
دلش هوای غزل های عاشقانه بگیرد

همین که عطر نفس هات کوچه را بنوازد
میان هق هق تلخش هوای خانه بگیرد

خیال کن برسد گرد باد پیر و بخواهد
تقاصی از تن بی جان یک جوانه بگیرد

سرت که نیست بگو غیر کوله ی غم و حسرت
مسافر شب غربت چه را به شانه بگیرد ؟

سید رضا هاشمی ( سره )