زیبا و پر خروش نشستی مقابلم

زیبا و پر خروش نشستی مقابلم

زیبا و پر خروش نشستی مقابلم
انگار در برابر دریام ، ساحلم

انگار بیکرانه ای و گرمِ سیر توست
از هر کناره ماهی دیوانه ی دلم

نه ، ماهی همیشه رهای تو نیستم
آن صخره ی کناریِ تا چشم در گِلم

آن صخره ی مزاحم زشتم که سال هاست
بین تو و اهالی یک شهر حایلم

من قسمتت نبودم از اول ، نگاه کن
من قطعه ی اضافه ی بیرون پازلم

#سید_رضا_هاشمی
#سره