ناگهان از سنگفرش مرده نیلوفر دمید

ناگهان از سنگفرش مرده نیلوفر دمید

ناگهان از سنگفرش مرده نیلوفر دمید
بوی باران هزاران ساله در هامون وزيد

جان رفته از کفم در دستهايم جان گرفت

آمدی و صد جهانی جان تورا دربر کشید

مهربانی در زلال آینه مجذور شد

ساقیان در بزم شبنم دست بر جام نبید

وصف روز وصل تو شیرین چو شهد وانگبین

کاش می شد در زمان ما رخ ماهت پدید

تا قیامت هم که باشد لایق وصلت نه ايم

ظلمت آبادیم ومحروم از تو ای صبح امید
مهری مقدمی