مستم ز نگاه چشم مستت امشب

مستم ز نگاه چشم مستت امشب

مستم ز نگاه چشم مستت امشب
یا زان دو لب باده پرستت امشب

از جام لبت گرفته ام جام دگر
جامی بدهم دوباره دستت امشب

لب های تو آتش به لبانم زده است
بر گیر مرا به جان مستت امشب

هر چند که بیچاره به کویت شده ام
گفتم به تو من که ناز شستت امشب

در چشم تو من هزار چون باده خورم
در غمزه چشم می پرستت امشب

آرام نگیرم امشب از دست تو من
تا دست ندهم میان دستت امشب

iraj.nasrollahi