ردّ باران رویِ خاکستریِ دیوارهایِ این شهر

ردّ باران رویِ خاکستریِ دیوارهایِ این شهر
حتماً بخوانید
سوت بزن در گوشم

ردّ باران رویِ خاکستریِ دیوارهایِ این شهر
می کِشانَـدَم
به سمتِ یک خیال
به سانِ گمگشته ای که از آتشِ درون
می گریزد
به سایه بانِ درختانِ بالابلندِ
بهشت پاره ای
پناه می آورد،

به تماشایِ رقصِ نور و سایه ها
به صرافتِ سبزِ باران ها
و تمنایِ دیوار در ورایِ یک دیدار
یک دیدار..

باران می داند
که کجا کِشانَدَم
که کجا
عطرِ حضوری آشنا
می خوانَدَم

#مریم_جوادی