سوت بزن در گوشم

سوت بزن در گوشم
حتماً بخوانید
آن قدر شعر بافتم من

سوت بزن در گوشم

سالهاست

خاموشم

ساعت سوزش

سکوت

و ناسازگاریست

ناسازگاری تلخ روزگار

سازش غم ها

سوت بزن در گوشم

باز مدهوشم

سوختن بس است

باید ساخت

ساختنی از جنس آینه

بی مقاومت

بدون صحبت

باید ساخت

با سادگی

ساعتی با من بمان

سکوتم را بشکن

شکستن تلخ نیست

بد نیست

شیرین می ماند

شکستن

درد ندارد

آرام آرام

رام می کند

تسخیر می کند

درد هایم را

پس من را بشکن

که من شیشه ام

سردم

زمستانم

سوت بزن در گوشم

این بار من با تو

باهوشم
سید محمد حسین میران