نام

نام

(( نام ))

شهد جام زندگییه من تو بودی نازنین
در خیالم تا سحر تنها تو بودی نازنین

یک دم از یاد تو من غافل نبودم لیک تو
لحظه ای در خلوتت یادم نبودی نازنین

روز اول که به چشمت چشمم افتاد و دلم بر زیر پات
هوشم از سر بردی و عقلم ربودی نازنین

یاد آن لحظه زند آتش به اقلیم وجودم
که من از شیدائیت گریان و تو در خنده بودی نازنین

نام تو در برکه ی شعرم چو ماه افتاده است
چون نخستین حرف هر بیتش تو بودی نازنین

علی اصغر شکرالهی