آئینه ی نگاه

آئینه ی نگاه
حتماً بخوانید
سوت بزن در گوشم

(( آئینه ی نگاه ))

شد دل من ترک ترک از عطش نگاه تو
دیده کجا کشد سرک کجاست دیده گاه تو

خاک رهت چگونه من سرمه چشم خود کنم
یا به چه حیله و کلک خاک شوم به راه تو

از تو که کم نمی شود ای بت دل ز سنگ من
گر دل گرم شود ز هرم آن نگاه تو

برای حفظ گوهر عشق ز آفت هوس
امن ترین مکان بود تکیه و تکیه گاه تو

نیست مرا هراسی از آگهی خدا ز دل
شد دلم از هوس تهی ز عشق بی گناه تو

به هر شب فراغ تو میرد اگر این دل من
زنده کند وصال هر صبح دم و پگاه تو

صید زلیخا نشوم ، فریب شاهی نخورم
یوسف ثانی بشوم ، افتم اگر به چاه تو

شیر هوس در قفس عشق تو رام کرده ام
برای عشق پاک من ، نیست همین گواه تو؟

اگر به چشم گوشه ای نظر به حال من کنی
کم به خدا نمی شود ز شوکت و ز جاه تو

دیدن تو به دل شده حسرت و آرزوی من
حلقه ی دار من شده زلف چو شب سیاه تو

جنت و فردوس خدا من بفروشم ار دمی
بابت آن دمی کنم ، نظر به روی ماه تو

قسم به نام سری خدا که هست نام تو
سجده به تو نماز من ، کجاست قبله گاه تو

اگر ز عشق پاک تو من به خدا رسیده ام
چونکه خدا دیدم از آن آئینه ی نگاه تو

علی اصغر شکرالهی
ع ا ش