شوق دیدار

شوق دیدار
حتماً بخوانید
در پشت جاده های غم زده

شوق دیدار

از این دریا از این هوای بی پروا
پرواز پرنده ها در رو به روی عرشه
این ستاره زیبا در نگاهت میدرخشه
دلم پر از ارزوهای محال سرشار از طعم شیرین خیال
شوق دیدار تو لبریز از جام شوکرانم
شدم ان عاشق دیوانه که بودم
من تنها و غرق در گستره دریا
تو در جایی دیگر و ساحلی ارام
نمیدانم چه روزی است ساعت چند است
نمیدانم تقدیر مرا به کجای بازی کشانده است
کاش راز دل را نمیدانستی
کاش در این سفر همپای لحظه های تلخ ام نمیشدی
پوچم و تنها غمگین و رها
حبس شدم در قلب تو
چه حکمی دل تو میده
محکوم به دوست داشتن یا دیوانه نگاه تو بودن