مژه بر هم بنه ای دلبر زیبا دل من

مژه بر هم بنه ای دلبر زیبا دل من

مژه بر هم بنه ای دلبر زیبا دل من
شهر درخواب و جهان خفته به بالین خودش

هرچه لبخند ملیحت به لبت نزدیک است
غصه دور است ز اندیشه ی غمگین خودش

باد ای کاش شراب سر زلفت مبرد
که من مست نگیرد سر سنگین خودش

کاش پابند به پنهان شدنش باشد اشک
همه ی عمر به دامان تو در چین خودش

شمع اگر سوخته پروانه به دلسنگی خویش
قطره ی اشک فرو ریخت به پایین خودش

شرم بر عشق اگر وصل نمیداند چیست
گم کند عاشق اگر خانه ی شیرین خودش

خرده بر هرکه به خاک صنمی هست مگیر
هرکه را هست خداوند به آیین خودش

حمید صادقی مقدم

insta:hamid_moghaddam