گر چه روز و شب من بی تو همی در گذر است

گر چه روز و شب من بی تو همی در گذر است
حتماً بخوانید
عشق نافرمان من

گر چه روز و شب من بی تو همی در گذر است
دم به دم دیده ام از شط فراق تو تر است
خنده هایی که به تلخی به لبم بنشسته است
آخرین فصل جنون من آسیمه سر است
خوش ترین باغ و بهارم که چنین می گذری
جنس پرواز تو از بال دعای سحر است
مهربانانه مرا در چمنت پروردی
قصد این باد خزان چیست که بیدادگر است
آرزومند همان خلوت دلخواسته ام
که تو باشی و نگاهی که مرا منتظر است
وصف این داغ جگر سوز نگنجد در شعر
از نفیر دل من گوش نواخانه کر است
مهری مقدمی