باغ را برای باغبان دلت ببین

باغ را برای باغبان دلت ببین
حتماً بخوانید
شعر عاشقانه من می گم

گفتی…
باغ را برای باغبان دلت ببین
کاروان را برای راهزن دلت…
ـ غارت کن
سپس من…
درکنف غار تو روئیدم!
تا آونگ نیک و بد رنگ بازد
و عشق…
بر سر میدان ، روا گردد

گفتی بــــــیا
ـ زانو…زدم
بی خبری آموختی، خاموش بر لبم
گفتی بــــــرو…
ـ فهم رفتن نمی دانستم
و به پاهایی برای رفتن نیاندیشیدم…
امّا نه چنان که باید…
ـ آمــــدم
نه آنچنان که باید ،از آنِ تو….اَم
من پایمردیِ بویِ بسترت…
ـ با نفس های تــــو

.
✍ ح . رزاس
▫آونگ آب