شعر عاشقانه سپید حسن گائینی

شعر عاشقانه سپید حسن گائینی
حتماً بخوانید
برده های فحش دهانم 
در حریق باران
کنار کوه غلط
نرم و خاموش، لبهٔ هستی نشسته ام
قصّهٔ سیاه پری سفید پری را، سروده ام
و
دریا را…
ـ فریاد تر از خاک
کبرِ درد
دردِ  آب
فوارهٔ رویای تو بود و… نبود
نه آنکه، بیکس که کس نبود
امّا، تو رفتی و من…
پیر و غمین؛ یکّه می مانم
و
این
تنهاییِ سنگین و زیبا…
عمیق تر و صمیمانه تر از همیشه
همین قدر که سکوت…
ـ خراب شود !
▪▫▪
✍ ح . رزاس
✔درد آب