غزل عاشقانه امیر وحیدی

غزل عاشقانه امیر وحیدی
حتماً بخوانید
آئینه ی نگاه
فلش نزن که دوباره سیاه می افتم
شبیه لرزش اشک از نگاه، می افتم
شکست بال و پرم را، غرور زخمی باد
اگرچه می پرم اما، به چاه می افتم
مسیر جاده پر از التهاب رفتن بود
چقدر دل دلِ رفتن؟!!… به راه می افتم
شبیه قصه ی ماه و پلنگ غمگینی
شبیه خاطره ای بی پناه، می افتم
هزار بغض نگفته، هزار قافیه مرگ
شبی به یاد تو از چشم ماه، می افتم
هزار مرتبه مردم، دوباره زنده شدم
هزار مرتبه با بغض و آه، می افتم
به شعر گیج و به نعشی خمیده می مانم
شبیه متهمی بی گناه، می افتم
طناب خونی و حلقوم بیت های کبود
به یاد قافیه ای اشتباه، می افتم
اگرچه آخر این شعر کهنه خواهم مرد
برای آنکه بمیرم، بخواه، می افتم
امیروحیدی