فقط نه سرخ شد از خونِ “هل اتی” کوچه

فقط نه سرخ شد از خونِ "هل اتی" کوچه

فقط نه سرخ شد از خونِ “هل اتی” کوچه
که شرم داشت ز چشمانِ “لافتا “کوچه …

خیال تلخ محال است از سری برود …
به چشم های حسن بوده هر کجا کوچه …

به هر چه می نگرم ردّی از تو می بینم
درخت کوچه ، تبر کوچه ، باغ ها کوچه

اگر به دیده ی دل بنگری چه می بینی
مدینه کوچه ، نجف کوچه ، کربلا کوچه …

مرا چنان کمرِ آبشار می شکند
شنیدنِ سخن از : بغض ، مجتبی ، کوچه …

چه کوچه ای؟ تو بگو کامِ اژدهای دژم
وگر نه از دلش آتش جهد کجا کوچه …

نه اینکه آیه ی تطهیر زیر پا افتاد
که نا پدید شد از موجِ ردّ پا کوچه …

بناست جای گهر در دل صدف باشد
یگانه گوهر ایجاد پس چرا کوچه … ؟

به هر مصیبت آل علی نگاه کنی
شروع می شود اینگونه ماجرا : کوچه …

خدای٘ سیب بهشتی به دست احمد داد
و گفت : ٳقراء و پیدا شد از حَرا کوچه

هجای هر دویشان یکنواخت ننگین است
تفاوتی نکند هیچ کوفه با کوچه …
◽️
کجاستی که ببینی سپاه ابن زیاد
برای قاسم ِ داماد کرده وا کوچه …

#سید رضا هاشمی