شعر عاشقانه علی مقیمی دنیا غم هجران تو را نیز سر آورد

شعر عاشقانه علی مقیمی دنیا غم هجران تو را نیز سر آورد

شعر عاشقانه علی مقیمی
دنیا غم هجران تو را نیز سر آورد
پیراهن خونین تو را از سفر آورد
.
آه این چه حریفی ست که در دور غم از او
چون باده طلب کردم خون جگر آورد
.
موج غم عشق تو به هر سو که دلش خواست
آزرده دلم برد و دل آزرده تر آورد
.
گفتی که به جز من به کسی دل نسپردی
نفرین به سخن چین که برایم خبر آورد
.
گفتم که حریف غم عشق تو ام اما
دردا که مرا نیز غم از پای در آورد
.
تو نم نم بارانی و من قطره ی اشکم
هرکس که تو را دید مرا در نظر آورد
.
در خاطر ما خاطره ی تلخ خزان بود
این باغ چرا بار دگر برگ و بر آورد
.
.
? #علی_مقیمی

سایر اشعار علی مقیمی را از کافه شعر بخوانید.