چه فرقی می کند غزل محمد جوکار از کافه شعر

چه فرقی می کند غزل محمد جوکار از کافه شعر

چه فرقی می کند غزل محمد جوکار از کافه شعر

چه فرقی میکند باشی ، برای دیگران شانه برقصانی ؟
کنارم باشی و هرگز غباری از دل تنگم نیافشانی ؟

چه فرقی میکند رویای پشت میله ی تقدیر بی تقصیر
و یا تنهایی خیس و پر از کابوس این یلدای طولانی ؟

چه فرقی میکند وقتی که واژه های من سرشار دلتنگی ست
تو از بی طاقتی قلب خنجر خورده ام شعری نمیخوانی ؟

چه فرقی می کند که در کنارم عاری از احساس بنشینی
و مثل نوشدارویی که می آیی و سیل اشک می رانی ؟

گلویم را بسختی می فشارد بغض سنگین شب یلدا
نقاب شب نشسته بر پگاه حسرت روز زمستانی

به روی خاطراتم سایه های غم نشسته مثل آن جغدی
که هوهو میکشد دلواپسی های مرا در کنج ویرانی

و تاوان سکوت من ، میان آرزوهایی ترک خورده
مچاله میشوم گاهی ، میان لحظه های نابسامانی

و روی دیگر سکه ، برای من همان چشم انتظاری هاست
که انگاری اسیر یک تبانی گشته ام ، با عشق پنهانی

اگرچه بارها گفتم که فصل بی تو بودن ها ، زمستان است
نمیدانم چه غوغایی نهفته در شکوه چشم بارانی ؟

من و “یاس خیال “م خسته از جغرافیای پشت تنهایی
و اندوه نگاهی پشت هیچستان که سرشار از پریشانی

بمان یکبار دیگر در کنارم تا بگویم دوستت دارم
بیا در قصه ی مجنون که لیلا بودنت شد بیت پایانی.

چه فرقی می کند غزل محمد جوکار از کافه شعر

سایر اشعار محمد جوکار را از کافه شعر بخوانید.