همزاد گردبادم و از نسل آتشم حامد عسکری از کافه شعر

همزاد گردبادم و از نسل آتشم
همزاد گردبادم و از نسل آتشم

همزاد گردبادم و از نسل آتشم

همزاد گردبادم و از نسل آتشم
پايان نيمه كاره ي خوابي مشوشم

من يك مناره ام به بلنداي عمر نوح
با زخم و تاول و ترک و غم، منقشم

شهنامه اي نبود بگويم كه رستمم
سودابه اي نبود بگويم سياوشم

گاهي دلم براي خودم تنگ مي شود
گاهي اسير روي خوش و موي دلكشم

گاهي به حال من غزلم گريه مي كند
از ناله هاي مبهم دردي كه مي كشم

بغضي به سينه دارم و عكسي برابرم
به چشم هاي شرقي اين عكس دلخوشم

تا صبح گريه مي كنم و غنچه مي دهند
گل هاي ريز صورتي روي بالشم

همزاد گردبادم و از نسل آتشم حامد عسکری از کافه شعر

#حامد_عسکری
سایر اشعار حامد عسکری را از کافه شعر بخوانید.