نوشته اند دلم را برای خون جگری علی اکبر لطیفیان از کافه شعر

نوشته اند دلم را برای خون جگری

نوشته اند دلم را برای خون جگری علی اکبر لطیفیان از کافه شعر

نوشته اند دلم را برای خون جگری
بدون گریه زمانه نمی شود سپری
نیازمندِ تکامل ، به گریه محتاج است
درخت آب ندیده نمی دهد ثمری
دو فیض ، توشه ی راه سلوک عاشق هاست:
توسل سحری و عنایت سحری
هزار نافله خواندن چه فایده دارد
اگر نداشته باشد به عاشقان نظری؟
به هر دری که زدم باز پشت در ماندم
بس است در زدن من ، بس است در به دری
برای بنده خریدن بیا سر بازار
چه خوب می شود این مرتبه مرا بخری
بدون تو چه بلاها که بر سرم آمد
چه حاجت است به گفتن، خودت که با خبری
همیشه خیر قنوت تو می رسد به همه
اگر چه نام مرا در نوافلت نبری
خودت برای ظهورت دعا کن و برگرد
دعای من به خودم هم نمی کند اثری
علی اکبر لطیفیان

نوشته اند دلم را برای خون جگری علی اکبر لطیفیان از کافه شعر

سایر اشعار علی اکبر لطیفیان را از کافه شعر بخوانید.