مصطفی نصیری گیسوی پریشان تو درگیر حواشی

مصطفی نصیری گیسوی پریشان تو درگیر حواشی

مصطفی نصیری گیسوی پریشان تو درگیر حواشی

مصطفی نصیری گیسوی پریشان تو درگیر حواشی

گیسوی پریشان تو درگیر حواشی
از فال نگاهت شده فنجان متلاشی

این روسریِ بازِ تو……استغفرالله
ای وای اگر دور و بر میکده باشی

باید به تو گویند کشاورز نمونه
یکبار شده بر دل ما بذر نپاشی؟؟!

امسال شما مادرتان نذر ندارد؟
ای کاش به ماهم برسد کاسه ی آشی

با فکر و خیالم به کجا ها که نرفتم
چشم و لب و پایین تر از آن مرمر و کاشی…

آمد بزند سیبِ به روی سر من را
اما دلِ من را زده راٰبین هودِ ناشی

دیوان جنونی که در آن نام شما نیست
باید به تمامیِّ غزلهاش ……..

مصطفی نصیری

سایر اشعار مصطفی نصیری را از کافه شعر بخوانید.

مصطفی نصیری