زندان کشیده ترسی از زندان ندارد رویا باقری

زندان کشیده ترسی از زندان ندارد
حتماً بخوانید
یا مهدی موعود

زندان کشیده ترسی از زندان ندارد رویا باقری

زندان کشیده ترسی از زندان ندارد
از این نترسانم که غم پایان ندارد!

یک گوشه بامن می نشیند سردو ساکت
تنهایی ام کاری به این و آن ندارد

بیخود برایم دل نسوزان! رد شو از من
زخمی که خوردم ازخودم درمان ندارد

من کلبه ی متروکه ای بودم از آغاز
ویرانی ام ربطی به این طوفان ندارد!

طوری شکسته بندبند باورم که
دیگر به اعجاز کسی ایمان ندارد

یا من غریبی می کنم درکوچه هایش
یاطاقت بغض مرا زنجان ندارد

باور ندارد خسته باشم از پریدن
دیگر عقاب خسته ی او جان ندارد!

بعد ازتو دیگر باکسی کاری ندارم
یک خانه ی طوفان زده مهمان ندارد

رویا باقری

زندان کشیده ترسی از زندان ندارد رویا باقری

سایر اشعار رویا باقری را از لینک زیر بخوانید.

رویا باقری