اسم نقاشیا

اسم نقاشیا تونو درخواست بدید

مشاعره

نام
شعر
  • فاطمه گفته : عشق یعنی
  • فاطمه گفته : عشق یعنی
  • حسن گایینی گفته : با تو هیچ چیز... معصومانه سرِ بند آمدن نداشت بوسه از هیاهوی نیمه بازِ سینه ات... باغرورِ بستۀ چشمانِ من ح.رزاس * سارینا ح.رزاس *سارینا ـ ۹۶/۱۱/۱۳
  • حسن گایینی گفته : چون باد... در صدای تو ریختم نی لبـــک... مرا بخوان ح.رزاس *دوئِت ـ ۹۶/۱۰/۲۵ --
  • حسن گایینی گفته : به آفرین تو... باد مرا برافراشته است کین خواهی امّا به صبر! ح.رزاس * توزـ ۹۶/۱۱/۸
  • کاظم عفتیان گفته : رسوا مـــیــشــوم رســوا و امــشـــب دل بــه دریـــا مـــیـــزنـــم مــیــزنــم فــــریــاد و ایـــن رســـوایــی غــوغـــا مــیکــنم محـــــــوِچــــشـــمــــانِ تــــو گَــــشــتــم ســــالـــهــاســـت خــــود رهــــا، در ســــاحــلٍ چــشــمِ تــو پــیــدا مــیکـــنم شاعر: کـــاظــم عـــفـــتــیــان
  • اصغر معاذی گفته : هیچکس جز تو حریف لب خاموشم نیست
  • امیر نویدکیا گفته : به گمانم بوسه کشف غارنشینی بود که می خواست به معشوقش جاودانگی پیشکش کند . " امیر نویدکیا "
  • امیر نویدکیا گفته : خوشبختی یعنی داشتن‌‌‌‌ ِ آغوشی برای بدر کردن خستگی هات " امیر نویدکیا "
  • امیر نویدکیا گفته : درد یعنی نه تو آمدی نه من از یاد بردم ...! " امیر نویدکیا "
  • امیر نویدکیا گفته : یلدا مگر تبریک دارد ؟! وقتی زخم دوری را تازه تر میکند و نبودنت را بیشتر به رخ میکشد یلدا یعنی تو نیستی و من همه ی عمر چله نشین توام. " امیر نویدکیا "
  • امیر نویدکیا گفته : میبینی؟! مرگ آنقدرها هم پرت نیست وقتی خودت را در آغوشش جا گذاشته ای . " امیر نویدکیا "
  • امیر نویدکیا گفته : گاهی تلخ ترین ماندن قرن میشود ! وقتی تو حتی نتوانی دلتنگی ات را جار بزنی و بدتر از آن هی بغض کنی و لبخند بزنی. " امیر نویدکیا "
  • امیر نویدکیا گفته : پیوسته باش هیچ نیمکتی تاب بغض مرا ندارد . " امیر نویدکیا "
  • امیر نویدکیا گفته : به عقربه ها بگوئید بایستند بی تو بودن را نیازی به قرار نیست . " امیر نویدکیا "

لطفاً در این قسمت باهم مشاعره داشته باشید.

مناسبت ها

عید نوروز

دوستان عزیز با توجه به حجم بالای آثار ارسالی لطفاً صبور باشید و سایت را هر روز چک کنید، شعر شما حتماً منتشر خواهد شد.

عاشقونه امروز رو با صدای بلند بخونید:

بقیه الله

مدعی گوید که با یک گل نمی آید بهار من گلی دارم که دنیا را گلستان می کند

نکته های کوچک برای زندگی بهتر

سفری سبکی دقایقی لحظه هایی
سفری سبکی دقایقی لحظه هایی

سفری سبکی دقایقی لحظه هاییدر انتظارم باش من کنار قایقمعمری صبویی عشقی نفسیبرای ما بودن باش تماما صادقملحظه ای اندیشه ای صفایی کلامیبه یاد من باش یا در ذهنتم غایبمقدمی رفتاری برخوردی روشیبه از این با من باش در عمق […]

کلمات گمشده
کلمات گمشده

کلمات گمشده در آغوش تو پیدا شدهاز صاحبش جدا شده در خلوتت مرحمی شدهکلامی جدا شده بامعنی کامل خود غریب شدهاندامهایی فروخته شدهبه قیمت چند کلام حراج شدهسیری سفری خطی رفته شدهبرای بهتر شدن کمتر شدهصحبتی از گل به گل کشیده شدههنجار زن […]

سپیده دم افکارم را پارو زد
سپیده دم افکارم را پارو زد

سپیده دم افکارم را پارو زدبرای کلامی مهری سلامی دوباره کاشتناز رویش افکار درونمکاجی بر افراشت همیشه سبزدر ناخودآگاهم نام خود را ستودنی نمودبرای همیشه من بودنمتلاشی برای بهتر شدنماز آخرین لحظه دیدارمظهوری ساخت برای افکار بهترمدوباره در نام خدا […]

زیستن چشیدن گریستن آمیختن خود در لحظه ها
زیستن چشیدن گریستن آمیختن خود در لحظه ها

ر زیستن چشیدن گریستن آمیختن خود در لحظه هاشاد بودن آگاه بودن در غمهای خود به اندازه بودنخاطره عاطفه صاعقه افکار در هم و یکسان داشتنصیقل افکار قدرت ادراک خلق لحظه ها درک زندگی داشتنملودی کامل  سبکی رقصی لمسی برای […]

سپرده شدن قلبم به حلقه های نفست
سپرده شدن قلبم به حلقه های نفست

سپرده شدن قلبم به حلقه های نفستگیرایی مهرت در تلاطم خواستنتاز قلبم گرمای نفس برداشتنتبا دل خواستنت عمرمو بهت دادمشاز صدای پر ضرب قلبمآهنگی متین ساختنتدر سکوی پر چالش افکار کنارم بودنتاز روزهای آفتابی و کویریگلستان خوش عطر در آوردنتمی خواهم […]

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۲/۲۶
برچسب ها:
حرفهایی که برای گفتن نیستند…..
شهـــر، لَنگ‍ـــ لَــنگان و پُــرعَـطـش از تابستان سوزان گذشت...

پسرک‍  سوار بر خودشیفتگی‌هایش به قبرستان رسید.  پالتوی مشکی ،موههای صاف و بلند، قامتی کشیده، سینه‌سپر، سربالا، دست در جیب ، نگاهی گیرا و عمیق، باقدمهایی محکم و پیوسته، یک گام جلوتر از ردٌِ پایش ، کنار تنه‌ی درخت بید و […]

پسرک‍ سوار بر خودشیفتگی‌هایش به قبرستان رسید.
شهـــر، لَنگ‍ـــ لَــنگان و پُــرعَـطـش از تابستان سوزان گذشت...

پسرک‍  سوار بر خودشیفتگی‌هایش به قبرستان رسید.  پالتوی مشکی ،موههای صاف و بلند، قامتی کشیده، سینه‌سپر، سربالا، دست در جیب ، نگاهی گیرا و عمیق، باقدمهایی محکم و پیوسته، یک گام جلوتر از ردٌِ پایش ، کنار تنه‌ی درخت بید و […]

شهـــر، لَنگ‍ـــ لَــنگان و پُــرعَـطـش از تابستان سوزان گذشت…
شهـــر، لَنگ‍ـــ لَــنگان و پُــرعَـطـش از تابستان سوزان گذشت...

شهـــر، لَنگ‍ـــ لَــنگان و پُــرعَـطـش از تابستان سوزان گذشت…تقویم چهاربرگ دیوار‍ی ، پیش چشم ،پاییز از وسط خمید و قرینه گشت..فصل ناخشنودی‌ها فرا رسیدابرهای سیاه و شرور بروی شهر ،خِیمِه زدند، آسمان اسیرِ بُغضــی لَـجباز و طولانی شد.  روزگار با […]

عشق سنگم می زند!
عشق سنگم می زند!

عشق سنگم  می زند!تا قیامت می شمارم ای زلیخا مرد باش…شاینده زیبا آه…آزمندمآرزو راگوهرِ همزادِ پنهاندر وقارِ شیریِ کردارِ شهوتشور و نوشاکِ فرحناک آتشم را باغِ شعریصبح خورشید را کند رنگلذّتم را بی بهانهفرصتِ شادی مهیّاستخواب های ـ قهوه ای!عریان […]

شعر تنهایی
شعر تنهایی

تنهایی از اون لحظه ای که،تو رفتی نموندیمنو با  غم هام به آتیش کشوندیواست گریه کردم،نبودی ببینیواسم خیلی سخته،کنارش بشینیکنارش خوشی تو،منم باخیالتشبام صبح نمیشه،توهم خوشبحالتسراغ تو رو من،ز بارون میگیرممیگیری تو دستاش،من اینجا میمیرمچجوری تونستی،تو پیشم نمونیبگیرم حالا،من از […]

“خـــــــــــدایـــــــــا”
"خـــــــــــدایـــــــــا"

       “خـــــــــــدایـــــــــا” مــــــــی کـُــــشـــــد آخــــــــر  مـــــــــرا  شــــــیـــدایـــیـَـــم مــــیـــشـــــوم مـــــجــــنـــــون و تـــــــو لـــــیـــلای مـــــــن از غَـــــــمــــت دیــــــــوانـــــه گـــَــــــشــــتـم پــــس کـــــجا مــــیـرِســــــد دســــــتـــم بـــــــه تـــــــو زیــــــــبـــای مـــــن عــــــقــــل و هــــــوش بـُــــــردی زِ مـــــن یــــکـــــــدم بــــیا زیـــــــر و رو کـُــــــن یــــــک شـَــــــبــــه دنــــــیـــای […]

از بهاران جلوه ی روی تو یادم مانده است
از بهاران جلوه ی روی تو یادم مانده است

از بهاران جلوه ی روی تو یادم مانده استاز شبستان شام گیسوی تو یادم مانده استبا نفسهایم صدای ناله ای خو کرده استنای نی در باغ مینوی تو یادم مانده استسر خوشم در جنگل انبوه و گلشن های رازدر مشامم […]

آن مریمی که برای خنده هایت می مرد.‌
آن مریمی که برای خنده هایت می مرد.‌

آن مریمی که برای خنده هایت می مرد.‌ دیرشددیرآمدیآن مریمی که برای خنده هایت می مردجان سپرددرآغوش تنهایی کبودش TwitterFacebookGoogle+Pin ItTelegram

ساقی ات که بهترین باشد
ساقی ات که بهترین باشد

ساقی ات که بهترین باشدبه هیچ می انگارد دستانی را که سهمش از تو فقط پرهیز استو من چه بی تابانه دست به دامان زمان میشوم که نگذرد !حرف از آغوش توست .” امیر نویدکیا “ TwitterFacebookGoogle+Pin ItTelegram

نگاه تو،مثل آرامش من سرشار از دلتنگی ست
نگاه تو،مثل آرامش من سرشار از دلتنگی ست

نگاه تو،مثل آرامش من سرشار از دلتنگی ستاینبار دستانت را ، موهایت را به من بسپاربگذار آن رخداد بی بدیل تو باشیمیدانی !؟اختتامیه ای زیباتر از این برای دلتنگی نیست . ” امیر نویدکیا “ TwitterFacebookGoogle+Pin ItTelegram

پاییز که می آید
پاییز که می آید

پاییز که می آیدهمه چیز ،مرا یاد تو می اندازدخش خش برگها به زیر پاآهنگ “ای که بی تو خودمو “…و چقدر غم انگیز و باشکوه است این دیدار ناتمام عاشقانه .” امیر نویدکیا “ TwitterFacebookGoogle+Pin ItTelegram

خاطرات،این آدم کُشان خاموش
خاطرات،این آدم کُشان خاموش خاطرات،این آدم کُشان خاموش

خاطرات،این آدم کُشان خاموشهیچوقت حرف حالیشان نیستعاقبتیک زنگ تلفنیک آهنگ قدیمییک صدای آشنایک شیشه ی عطر خالی …همانند زخم خنجرییا نه شاید خود خنجری که لای زخمی مانده باشدقاتل مردی میشود که مدتهاستبه تنهایی در انتظار دوباره دیدنت نشسته است .” […]

من آرزو میکنم
من آرزو میکنم

من آرزو میکنمبا تو باشمتو آرزو میکنیدیگر نمانمدر استجابت کدامین آرزو …سرگردان خدا !” امیر نویدکیا “ TwitterFacebookGoogle+Pin ItTelegram