اسم نقاشیا

اسم نقاشیا تونو درخواست بدید

مشاعره

نام
شعر
  • مریم باغ شیرین گفته : دلتننگ توام باران
  • باشه ميرم گفته : سعدى
  • .. گفته : سلام
  • حمید کاربخش گفته : 🔹عقاب عشق🔹 با کاجهای منتظر در باد می ماند. ردّ نگاهش روی هر شمشاد می ماند. بی وقفه میریزند رو گونه شبنم ها، وقتی عروس شهر بی داماد می ماند. در لابه لای مویه های گاه دلتنگی، در دل صدای لرزش فریاد می ماند. در عاشقی ها دل شکستن می رود از یاد. وقتی که دل، کاری به دستت داد، می ماند. دارد صدای بی قراری میرسد، از کوه، با خواب شیرین، خاطر فرهاد می ماند. هر جوجه گنجشکی به عشق روز پرواز است. این آرزو وقتی به دل افتاد می ماند. در آسمان چشم عقاب عشق، در چرخ است. خواهی نخواهی، پنجه ی صیاد می ماند. #حمید_کاربخش @hamidkarbakhshh
  • sohsil amiri گفته : پاییزِ برگریز مانند یک مسافر ِغمگین از کوچه های ابریِ آذر عبور کرد و کوله بار ِ رنگیِ خود را بر دوشِ خُشکِ درختان نهاد پاییز برگریز با گامهای ریز از روی سنگفرشِ زردِ خیابان گذشت با مهرِ مهربان وداع […]
  • مریم باغ شیرین گفته : دلتننگ توام باران
  • کاوه گفته : روبه روی نگاهم یه تصویر زیبا تو این خیال مبهم شدم غرق رویا خیره شدم به اینه به این تصویر تلخ تو میری و تنهایی شده تقدیر من
  • محمد صادق گفته : توی این روزای ک دلم رو بردی .کوچه باغهای دلم پر تنهای شده .توبامن پاشو ببین چ تماشای شده .سر راه ارزو میشینم ب انتظار .لحظه هارو میشمارن برسه دیدن یار .
  • کاوه گفته : تو مثل نت های غمگین یک اواز تلخی تو پر از ابهام در مسلخ تردیدی معتاد چشم هایت شدم ای سل وحشی
  • کاوه گفته : سرده این زمستون پر از بارون دارم خیس میشوم بدون تو زیر ناودون چه سخته تنهایی بی تو هر شبم کابوسه چون نیستم کنار تو
  • کاوه گفته : تصویری که از تو داشتم یه خواب و خیال بود... میخواستم با تو عاشق شم... انگار واسم رویا بود.. تو منو تنها گذاشتی چه زود فراموش کردی.. برو از ذهن خسته ام اماو.... هنوز گوشه قلبم جا داری
  • کاوه گفته : نمیدانم نمیدانم تو در کدام سو طلوع میکنی و من به شوق دیدار تو پرواز میکنم نمیدانم تانگوی تک نفره چه فرقی دارد با رقص یک دیوانه میدانم اگر هوا هم ابری باشد زیر چتر تو چشمان خیسم جای دارد
  • کاوه گفته گفته : گل بوسه های حسرت به فضا پرتاب می شوند تا بی خوابی به جاده ای بزند که پایانش کابوس شبانه مردیست که تو را از بهشت دزدیده
  • حامی شریبی گفته :
  • سجاد آلبرت گفته : کی به کیه...مگه اجبار یه

لطفاً در این قسمت باهم مشاعره داشته باشید.

مناسبت ها

عید نوروز

دوستان عزیز با توجه به حجم بالای آثار ارسالی لطفاً صبور باشید و سایت را هر روز چک کنید، شعر شما حتماً منتشر خواهد شد.

عاشقونه امروز رو با صدای بلند بخونید:

بقیه الله

مدعی گوید که با یک گل نمی آید بهار من گلی دارم که دنیا را گلستان می کند

نکته های کوچک برای زندگی بهتر

خنده کن شاخه شبنم زده نسترنم
خنده کن شاخه شبنم زده نسترنم

خنده کن شاخه شبنم زده نسترنم تر گل سرزده از مشرق سبز چمنم خنده کن مرغک خوش لهجه باغ وبر من خنده کن ای روشنای ديدگان روشنم TwitterFacebookGoogle+Pin ItTelegram

«بازیچه»
«بازیچه»

«بازیچه» مات حرفات موندم هنوزم باورم نمیشه که تو دوسم نداری بودم یه بازیچه قلب من ازآینه بود قلب توشعله ی مرگ که منوسوزوندورفت بین این همه تگرگ حالموداغون کردی یه گوشه توفکرفرورفتم یه روزی تاوان میدی اون روزوتوروت میخندم […]

پاییزِ برگریز
پاییزِ برگریز

پاییزِ برگریز مانند یک مسافر ِغمگین از کوچه های ابریِ آذر عبور کرد و کوله بار ِ رنگیِ خود را بر دوشِ خُشکِ درختان نهاد پاییز برگریز با گامهای ریز از روی سنگفرشِ زردِ خیابان گذشت با مهرِ مهربان وداع […]

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۰۱/۱۹
برچسب ها:
از مدالِ درد لبریزم پُر از آویزها
از مدالِ درد لبریزم پُر از آویزها

از مدالِ درد لبریزم پُر از آویزها پایِ تو زانو زدم پیشِ همه ناچیزها از قرارِ سوخته از چوب خط ها پُر شده رویِ دیوارِ اتاقم ، رویِ کل ِّ میزها پشتِ هر دیوار،دیواریست،بانو خسته ام خسته ام از وعده […]

چون آسمانی که پر از حور و پری ها
چون آسمانی که پر از حور و پری ها

چون آسمانی که پر از حور و پری ها پشت سرت بازار داغ مشتری ها مثل نسیمی رد شدی از شهر…افتاد با دیدنت از سر تمام روسری ها احساس تلخ قهوه ها در کافه…از تو_ موسیقی زیبا و رقص آذری […]

اندوه من این است که در عصر حواشی
اندوه من این است که در عصر حواشی

اندوه من این است که در عصر حواشی یک لحظه به فکر ِ من ِ بیچاره نباشی دریاچه ی قم باشی و بر زخم دل من از شوری خود بر دلم هربار بپاشی یک منبع عالِم خبر آورد که یک […]

لذت هایم خیالی اند و رنج هایم همه واقعی !
لذت هایم خیالی اند و رنج هایم همه واقعی !

لذت هایم خیالی اند و رنج هایم همه واقعی ! آسمان… با شت و پت و هیاهوی عجیبی ابر کبودش را برداشت و رفت منّت کشی نمی کنم نزدیک بود کارمان بجدایی کشد آفتاب … همهٔ خاطراتمان را بسوزاند شب […]

خونِ جگرِ سنگ ‘ عقیق یمنی شد
خونِ جگرِ سنگ ' عقیق یمنی شد

خونِ جگرِ سنگ ‘ عقیق یمنی شد من خون جگر خوردم و قلبم حسنی شد دندانه ی هر شانه که در موی تو افتاد تعبیر به دندان اویس قرنی شد بر کفر بشر بودن تو سایه ی شک بود گفتیم […]

به هر نشانه ای از تو دلش بهانه بگیرد
به هر نشانه ای از تو دلش بهانه بگیرد

به هر نشانه ای از تو دلش بهانه بگیرد غمی به وسعت دنیا در او زبانه بگیرد نخی ز پیرهنت یا کتاب منزوی ات را شبیه جان خودش سخت در میانه بگیرد مدام خیره شود در نگاه عکس قدیمی ت […]

مسخ وحشی ترین زمین باشی
مسخ وحشی ترین زمین باشی

مسخ وحشی ترین زمین باشی و زمان کل باورت باشد شیر و شهد از خودت بپاشانی کاسه ای زهر در برت باشد شهر عشاق را قدم بزنی و فقط درد همسرت باشد هی بخندی و هی بخندانی لشکر غم برادرت […]

میشه امسال زیر ِ بارون
میشه امسال زیر ِ بارون

میشه امسال زیر ِ بارون دستت و بازم بگيرم توی یک راه ِ قدیمی بگی با تو جون می گيرم میشه پاييزم و امسال تنها با تو بگذرونم من صدات کنم که عشقم تو جواب بدی که جونم میشه وقتایی […]

دارد نگاهم می کند دارم نگاهش را
دارد نگاهم می کند دارم نگاهش را

دارد نگاهم می کند دارم نگاهش را از زندگی تا مرگ می خواهم صدایش را دارد صدایم می کند دارم صدایت را : بیرون بکش از زندگی یا مرگ پايت را هر گوشه ای تنها تو را در ذهن ِ […]

ترانه عاشقانه فصل ِ غمگینی که زرد ست
ترانه عاشقانه فصل ِ غمگینی که زرد ست

فصل ِ غمگینی که زرد ست فصل ِ عاشق های تنها بی مخاطب مثل ِ پاییز زیر ِ بارون غرق ِ غم ها خش خش ِ برگاي خشک و نم نم ِ بارون ِ سردش عاشقی در زير ِ بارون […]

من گم شده ام هرچه بگردی خبری نیست مهدی فرجی
من گم شده ام هرچه بگردی خبری نیست مهدی فرجی

من گم شده ام هرچه بگردی خبری نیست جز این دو سه تا شعر که گفتم اثری نیست یک بار نشستم به تو چیزی بنویسم دیدم به عزیزان گله کردن هنری نیست دلگیرم از این شهر پس از من که […]

سوزِ دلی دارم که می گیرد قرارت را مهدی فرجی
سوزِ دلی دارم که می گیرد قرارت را مهدی فرجی

سوزِ دلی دارم که می گیرد قرارت را شاید به این پاییز بسپاری بهارت را بوی تو در پیراهنم جا مانده می ترسم یک هرزه باد از من بگیرد یادگارت را آیینه، شد صد تکه اما باز هر تکه از […]

کتاب حوت مهدی فرجی
کتاب حوت مهدی فرجی

این کتاب به زودی منتشر می شود. بخشی از یکی از اشعار کتاب حوت را در زیر می خوانید. تو، يا كسِ دگرى، آنكه در نگاه كسى نگاه كرد و كلامى نخواند، بيگانه ست به اجتهاد خودم، مستحقِ عقل، كسى […]

زیبا و پر خروش نشستی مقابلم
زیبا و پر خروش نشستی مقابلم

زیبا و پر خروش نشستی مقابلم انگار در برابر دریام ، ساحلم انگار بیکرانه ای و گرمِ سیر توست از هر کناره ماهی دیوانه ی دلم نه ، ماهی همیشه رهای تو نیستم آن صخره ی کناریِ تا چشم در […]

شده ام من با همه عشقم
شده ام من با همه عشقم

شده ام من با همه عشقم چون حوا می فریبم ترا ای مرد زیبای خدا ای بهترین خلقت او ای جان گرفته با ذات ناب ایزدی مهربان و پاک آرمیده ای در بهشت روح بلندت سر به آسمان می ساید […]