اسم نقاشیا

اسم نقاشیا تونو درخواست بدید

مشاعره

نام
شعر
  • واله گفته :
  • ولی الله کولیوند سالوکی گفته : یا رب مپسند که دل پریشان باشد پیوسته غم و قصه ز هجران باشد هردم که بنالم زغم و قصه هجران در دیده و دل یاد تو بر جان باشد
  • ولی الله کولیوند سالوکی گفته : گر به خوبان جهان حسن نظر داری بدان حسن اندیشه به به گفتار و عمل راه دارد
  • ولی الله کولیو وند سالوکی واله گفته : آخرت را به زر و زیور دنیا مفروش خانه امن دل خویش به دنیا مفروشد
  • ولی الله کولیوند سالوکی گفته : همچو شب باش و بپوش هردم خطای دیگران سر خویش با کس مگو سر کسی با دیگران بر زمین بنگر فروتن باش و افتاده پسر بید مجنون باش و سایه از برای دیگران همچو شمع باش ، درخشان در حریم دوستی نور فشان با مهر و الفت در مسیر دیگران در سخاوت همچو حاتم شهره آفاق شو آنچه ایزد بر تو داد ، از آن بده به دیگران همچو کوه باش استوار ، تا بدروی مهر و دوستی و سخاوت در حریم دیگران همچو دریا کن مدارا با خلایق تا شوی سرور و سالار مردم در کنار دیگران آنچه خود را می نمایی باش در باطن همان تا صداقت پیشه باشی و امین دیگران واله این پند و نصیحت را تو گوش تا بدست آری سعادت در کنار دیگران
  • مریم باغ شیرین گفته : سپید
  • حامد سرمدی گفته : در مورد اذر
  • گفته : پاییز
  • محمدی گفته : " آخرین عُقاب " گرداگردت را رویا فراگرفته است از موهایت ابرها عبور می کنند و بارانها می بارند ! شانه های برفی ات در مِه فرو رفته است و سکوتی وهم انگیز سرتاسرِ این حوالی را در بر گرفته است دیگر پرنده ای نمانده است تا دراین کرانه بمانَد و بر لبه ی سکوت بخوانَد و من آخرین عُقابی هستم که لانه ام را در این دامنه ی مِه آلود گم کرده ام ! #یدالله_گودرزی
  • ابوالقاسم کریمی گفته : سلام/چرا سایت به روز نمیشه؟؟؟
  • ابوالقاسم کریمی گفته : سلام/چرا سایت به روز نمیشه؟؟؟
  • گفته : كافه
  • ولی الله گفته : نگاهت میکشد دیگر نگاهت زنده میسازد الهی جان دهم بهر نگاه گاه گاه تو
  • ولی الله کولیوند تخلص واله گفته : شمع سوزان اشک ریزان ناله کرد خود بسوخت تا در دل را چاره کرد
  • ولی الله کولیوند سالوکی گفته : انکه داعم جام می از ما تمنا میکرد خسته از ما شده و او را تماشا میکرد

لطفاً در این قسمت باهم مشاعره داشته باشید.

مناسبت ها

عید نوروز

دوستان عزیز با توجه به حجم بالای آثار ارسالی لطفاً صبور باشید و سایت را هر روز چک کنید، شعر شما حتماً منتشر خواهد شد.

عاشقونه امروز رو با صدای بلند بخونید:

بقیه الله

مدعی گوید که با یک گل نمی آید بهار من گلی دارم که دنیا را گلستان می کند

نکته های کوچک برای زندگی بهتر

ایستاده ام با تلی از موج
ایستاده ام با تلی از موج

ایستاده ام با تلی از موج روی غبارهای خستگی ام دیشب،زبان سرخ بود و لکه های دلمه شده خون در شیارهای ناهموار زمین و درو شدن سبزهای اسیر خاک در جاده های نا انسانی تک و تنها دار زدن چوب […]

آخرش عطری ازان مو های بورت می برم
آخرش عطری ازان مو های بورت می برم

آخرش عطری ازان مو های بورت می برم گر به میل خود نیایی من به زورت می برم در نــرو از کوره می دانــی خودت ای آرزو مـن که از روز ازل دارم به گورت می برم سید محسن جوادی […]

کبوتر
صـد جـمـلـه ناب طفـلـک از بـــر دارد یـک کــوه خـیال خـفـته در ســر دارد یک چشم به روی جای خالی بر سیم یک چشم دگر به قـفــل بــر در دارد

صـد جـمـلـه ناب طفـلـک از بـــر دارد یـک کــوه خـیال خـفـته در ســر دارد یک چشم به روی جای خالی بر سیم یک چشم دگر به قـفــل بــر در دارد سید محسن جوادی TwitterFacebookGoogle+Pin ItTelegram

ای نور هر دو دیده ، گویی بصر نداری
ای نور هر دو دیده ، گویی بصر نداری

ای نور هر دو دیده ، گویی بصر نداری ویران شدم به پایت، وجدان مگر نداری گفتم که با خیالت روز و شبم به سر شد گفتی بجز هوایم ، کاری دگر نداری گفتم که کار من تو ، تاب […]

مرا با تلخی هایم دوست دارد
مرا با تلخی هایم دوست دارد

مرا با تلخی هایم دوست دارد مرا با سرکشی با بی وفایی، مرا با خم به ابرو دوست دارد مرا با کینه ها و با جفا و فتنه هایم دوست دارد … الهام ابوالحسنی TwitterFacebookGoogle+Pin ItTelegram

به زیر تیغ غم ، عریان صبریم
به زیر تیغ غم ، عریان صبریم

به زیر تیغ غم ، عریان صبریم سوار اسب بی افسار قبریم اگرچه میوه ی ممنوعه خوردیم اسیر اختیار دیو جبریم ابوالقاسم کریمی TwitterFacebookGoogle+Pin ItTelegram

خنده کن شاخه شبنم زده نسترنم
خنده کن شاخه شبنم زده نسترنم

خنده کن شاخه شبنم زده نسترنم تر گل سرزده از مشرق سبز چمنم خنده کن مرغک خوش لهجه باغ وبر من خنده کن ای روشنای ديدگان روشنم TwitterFacebookGoogle+Pin ItTelegram

«بازیچه»
«بازیچه»

«بازیچه» مات حرفات موندم هنوزم باورم نمیشه که تو دوسم نداری بودم یه بازیچه قلب من ازآینه بود قلب توشعله ی مرگ که منوسوزوندورفت بین این همه تگرگ حالموداغون کردی یه گوشه توفکرفرورفتم یه روزی تاوان میدی اون روزوتوروت میخندم […]

پاییزِ برگریز
پاییزِ برگریز

پاییزِ برگریز مانند یک مسافر ِغمگین از کوچه های ابریِ آذر عبور کرد و کوله بار ِ رنگیِ خود را بر دوشِ خُشکِ درختان نهاد پاییز برگریز با گامهای ریز از روی سنگفرشِ زردِ خیابان گذشت با مهرِ مهربان وداع […]

نویسنده: کافه شعر
تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۰۱/۱۹
برچسب ها:
از مدالِ درد لبریزم پُر از آویزها
از مدالِ درد لبریزم پُر از آویزها

از مدالِ درد لبریزم پُر از آویزها پایِ تو زانو زدم پیشِ همه ناچیزها از قرارِ سوخته از چوب خط ها پُر شده رویِ دیوارِ اتاقم ، رویِ کل ِّ میزها پشتِ هر دیوار،دیواریست،بانو خسته ام خسته ام از وعده […]

چون آسمانی که پر از حور و پری ها
چون آسمانی که پر از حور و پری ها

چون آسمانی که پر از حور و پری ها پشت سرت بازار داغ مشتری ها مثل نسیمی رد شدی از شهر…افتاد با دیدنت از سر تمام روسری ها احساس تلخ قهوه ها در کافه…از تو_ موسیقی زیبا و رقص آذری […]

اندوه من این است که در عصر حواشی
اندوه من این است که در عصر حواشی

اندوه من این است که در عصر حواشی یک لحظه به فکر ِ من ِ بیچاره نباشی دریاچه ی قم باشی و بر زخم دل من از شوری خود بر دلم هربار بپاشی یک منبع عالِم خبر آورد که یک […]

لذت هایم خیالی اند و رنج هایم همه واقعی !
لذت هایم خیالی اند و رنج هایم همه واقعی !

لذت هایم خیالی اند و رنج هایم همه واقعی ! آسمان… با شت و پت و هیاهوی عجیبی ابر کبودش را برداشت و رفت منّت کشی نمی کنم نزدیک بود کارمان بجدایی کشد آفتاب … همهٔ خاطراتمان را بسوزاند شب […]

خونِ جگرِ سنگ ‘ عقیق یمنی شد
خونِ جگرِ سنگ ' عقیق یمنی شد

خونِ جگرِ سنگ ‘ عقیق یمنی شد من خون جگر خوردم و قلبم حسنی شد دندانه ی هر شانه که در موی تو افتاد تعبیر به دندان اویس قرنی شد بر کفر بشر بودن تو سایه ی شک بود گفتیم […]

به هر نشانه ای از تو دلش بهانه بگیرد
به هر نشانه ای از تو دلش بهانه بگیرد

به هر نشانه ای از تو دلش بهانه بگیرد غمی به وسعت دنیا در او زبانه بگیرد نخی ز پیرهنت یا کتاب منزوی ات را شبیه جان خودش سخت در میانه بگیرد مدام خیره شود در نگاه عکس قدیمی ت […]

مسخ وحشی ترین زمین باشی
مسخ وحشی ترین زمین باشی

مسخ وحشی ترین زمین باشی و زمان کل باورت باشد شیر و شهد از خودت بپاشانی کاسه ای زهر در برت باشد شهر عشاق را قدم بزنی و فقط درد همسرت باشد هی بخندی و هی بخندانی لشکر غم برادرت […]

میشه امسال زیر ِ بارون
میشه امسال زیر ِ بارون

میشه امسال زیر ِ بارون دستت و بازم بگيرم توی یک راه ِ قدیمی بگی با تو جون می گيرم میشه پاييزم و امسال تنها با تو بگذرونم من صدات کنم که عشقم تو جواب بدی که جونم میشه وقتایی […]

دارد نگاهم می کند دارم نگاهش را
دارد نگاهم می کند دارم نگاهش را

دارد نگاهم می کند دارم نگاهش را از زندگی تا مرگ می خواهم صدایش را دارد صدایم می کند دارم صدایت را : بیرون بکش از زندگی یا مرگ پايت را هر گوشه ای تنها تو را در ذهن ِ […]